تبليغاتX
تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

تاریخ شکلگیری انقلاب سوسیالیستی در ایران

چگونه سوسیالیسم به پرچم مبارزه تبدیل می شود

۱) اخبار کارگرى

تنها نماینده باقی مانده کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه از کار خود اخراج شد


مسلم نبوی تنها نماینده باقی مانده کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه پس از اتمام م قراردادش در اول تیر ماه از کار خود اخراج شد. تا کنون و پس از اعتصاب کارگران این کارخانه در 12 اسفند سال 86 به استثنای یکی از نمایندگان کارگران این کارخانه که خود استعفا داده است، پنج نماینده دیگر کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه پس از اتمام قرارداد از کار خود اخراج شده اند. این نماینده ها منتخب مجمع عمومی کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه بودند که پس از اعتصاب 12 اسفند 86 به همراه حدود 60 کارگر دیگر از کار خود اخراج شدند.

لازم به یادآوری است پس از اخراج شاپور احسانی راد و جعفر پولادوند از نمایندگان کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه در اواخر بهمن سال 86 ، کارگران این کارخانه دست به اعتصاب زده و در همان ساعات اول اعتصاب کارفرما ناچار شد این دو نفر را بر سر کارهایشان باز گرداند.

کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه بار دیگر در 12 اسفند 86 نیز، در اعتراض به تعویق دستمزد و سایر بی حقوقی هایی که کارفرما بر آنان تحمیل کرده بود دست به اعتصاب زدند.

بدنبال این اعتصاب  کارفرما در حضور نماینده اداره کار، فرمانداری ساوه و سایر نهادهای دولتی وعده داد کارگران شورای خود را بر پا کنند و ضمن توقف کامل اخراجها به تمامی مشکلات کارگران این کارخانه رسیدگی کند. اما وی به وعده خود عمل نکرد و در 27 و 29 اسفند 86، نصرالله صبوری ناظر انتخابات کارگری این کارخانه و آقایان شاپور احسانی راد و جعفر پولادوند را تمدید قرارداد نکرد و در اوایل سال جدید نیز دو تن دیگر از نمایندگان کارگران به نامهای اردشیر رضایی و مصیب ذاکری را از کار اخراج نمود.

این اخراجها هم اکنون نیز در کارخانه نورد و پروفیل ساوه ادامه دارد و کارفرما پس از اتمام قرارداد کارگرانی که در اعتصاب نقشی داشتند آنان را تمدید قرارداد نکرده و از کارشان اخراج میکند.

از سوی دیگر تعدادی از این کارگران و نمایندگان آنان بلافاصله پس از اخراج به اداره کار ساوه شکایت کردند اما اداره کار ساوه در حمایت از کارفرما در هر سه جلسه ای که تاکنون تشکیل داده، رای به اخراج این کارگران و نمایندگانشان داده است. با اینحال این کارگران، رای اداره کار ساوه را قبول نکرده و خواهان بازگشت بکار هستند. این کارگران تا 15 سال سابقه کار در این کارخانه دارند و تعدادی از این آنان  بر اثر کار سنگین دچار لطمات جسمی شدیدی شده اند. شاپور احسانی راد از جمله نماینده این کارگران دچار دیسک کمر مهلکی شده است و قرار است بزودی تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران نسبت به اخراج کارگران معترض و نمایندگان و رهبران آنان که در سال جدید در تمامی کارخانجات رایج شده است ساکت نخواهد نشست و ضمن تلاش برای بازگرداندن آنان بر سر کارهایشان، مسئله گسترش بیش از پیش اخراج کارگران معترض و نمایندگان و رهبران آنان را در مجامع بین المللی کارگری مطرح خواهد نمود.

لازم به یادآوری است از اوایل سال جدید تا کنون تعدادی از اعضای فعال اتحادیه آزاد کارگران ایران در فازهای 9 و 10 عسلویه، کارخانجات نورد و پروفیل ساوه، کارخانه لوله و پوشش سلفچگان و شرکت ریسندگی پرریس از کار خود اخراج شده اند. اتحادیه آزاد کارگران ایران طی روزهای آتی ضمن انتشار اسامی اعضای خود که از کار اخراج شده اند، طی نامه ای به سازمانهای کارگری خواهان اعتراض این سازمانها به اخراج کارگران معترض، رهبران کارگری و اعضای خود خواهد شد.


اتحادیه آزاد کارگران ایران 2/5/1387

ایمیل: k.ekhraji@gmail.com

فاکس: 02144514795

 

۲)

 اخبار کارگری تیر ماه

• جعفر عظیم زاده از اعضای اتحادیه آزاد کارگران اعلام کرد: یک کارگر26 ساله کوره پز خانه ارومیه بنام عبداله بر اثر آتش سوزی فوت کرد. (دسترنج 4/4/87)


• حدود 150 کارگر کارخانه چینی سروش واقع در استان فارس مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران عیدی و پاداش سال 86 را نیز دریافت نکرده اند. (دسترنج 5/4/87)
• حسین باشی زادگان رئیس سازمان کار و امور اجتماعی استان بوشهر اعلام کرد: 340 کارگر شرکت صنعتی دریائی ایران (صدرا) از کار اخراج شدند. همچنین اسماعیل مرحمتی رئیس سازمان صنایع و معادن بوشهر اعلام کرد: اخراج 340 کارگر شرکت صنعتی دریائی ایران (صدرا) شعبه بوشهر در حوزه کاری و وظایف این سازمان نیست. وی افزود: مشکلات این شرکت مربوط به سیستم اقتصادی کلان کشور است و به این سازمان ربطی ندارد. ((ایرنا و دسترنج 6/4/87)
• شرکتهای تولیدی "زرین روی" ، "پرتو روی گداز" و "خالص سازان" در زنجان تعطیل شدند و 350 کارگر شاغل در این شرکتها از کار بیکار شدند. یک عضو هیئت امنای شهرک صنعتی روی زنجان اعلام کرد: 42 واحد تولیدی روی در زنجان در آستانه تعطیلی هستند. وی افزود: تا پایان ماه جاری 80 درصد واحدهای تولیدی روی در زنجان تعطیل خواهند شد و 2500 نفر کارگر بیکار خواهند شد. (جمهوری اسلامی 10/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس گفت: 20 نفر از کارگران یک شرکت در شهرستان طبس به دلیل مطالبه پنج ماه حقوق معوقه خود بدستور کار فرما از کار اخراج شدند. عیدی, پاداش, بن کارگری, حق مسکن, حق عائله مندی و حق سنوات کارگران اخراجی پرداخت نشده است. (دسترنج  11/4/87)
• پنج کارگر بلوک زنی در اطراف یاسوج به علت برق گرفتگی کشته شدند. )مهر 11/4/87)
• حسین طاهر زاده دبیر اجرائی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: 24 کارگر شاغل در کارخانه " تراش هاشم" از کار اخراج شدند. نیمی از عیدی و پاداش سال گذشته کارگران هنوز پرداخت نشده است. )دسترنج 11/4/87)
• مطالبات شغلی 300 کارگر شاغل در معدن قلعه زری بیرجند, از جمله حق سنوات, اضافه کاری و کارهای سخت و زیان آور از سوی کارفرما محاسبه و پرداخت نمی شود. (دسترنج 11/4/87)
• محمد گودرزی دبیر اجرائی خانه کارگر بروجرد اعلام کرد: با واگذاری کارخانه های نساجی بروجرد به بخش خصوصی و شرکتهای پیمانکاری، کارگران نیز همانند کارخانه به این شرکتها واگذار می شوند تا در قابل کارگران قراردادی یکی پس از دیگری اخراج شوند. تاکنون بسیاری از کارگران با سابقه در قالب نیروهای قراردادی از کار اخراج شده اند. با توجه به قراردادی شدن کارگران، اشتغال 1500 کارگر کارخانه های نساجی بروجرد در معرض خطر جدی قرار دارد. (دسترنج 11/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: کلیه کارگران رسمی شرکت "کومه ایران" از کار اخراج شدند و کارخانه تعطیل شد. 40 کارگر قراردادی این شرکت قبلا اخراج شده بودند. (دسترنج 12/4/87)
• در ادامه اعتصاب غذای کارگران ایران خودرو، شب گذشته کارگرانی که در سالن سمند مشغول بکار بودند با تهدید مسئولان مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شدند. در سالن سمند حداقل 30 تا 40 مامور حراست و عامل نیروی انتظامی برای کنترل 150 کارگر حضور داشتند. از زمان آغاز اعتصاب در ایران خودرو افراد ناشناس بیشتری با پوشش لباس کار در جمع کارگران به ویژه سرویس های رفت و آمد مشاهده شده اند. در میان کارگران ایران خودرو شایع شده است که از سوی حراست گروهی ناشناس مراقبت رفتار آنها هستند. (دسترنج 12/4/87)
• بابا نظر هدایتی دبیر اجرائی خانه کارگر در خراسان شمالی اعلام کرد: 50 کارگر شاغل در کارخانه قند شیروان با سابقه 20 ساله از کار اخراج شدند. نامبرده افزود: آثار سوء واردات بی رویه شکر در کشور با گذشت بیش از یکسال همچنان باقی بوده و بسیاری از کارگران شاغل در این بخش قربانی سودجوئی برخی آقایان و آقازاده ها شده اند. (دسترنج 12/4/87)
• مهدی زمانی نوری دبیر اجرائی خانه کارگر ساوه اعلام کرد: بیش از 80 کارگر قراردادی شرکت "سینا کاشی" ساوه, اخیرا انعقاد قراردادهای خود را منوط به سپردن تعهد از سوی کارگران مبنی بر عدم استفاده از سرویس ایاب و ذهاب دانسته است. این شرکت وابسته به بنیاد مستضعفان است. (دسترنج 12/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: 40 کارگر شرکت "دروس ایران" تولید کننده کپسول آتش نشانی از کار خارج شدند. کارگران اخراجی مدت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(دسترنج 12/4/87)
• بیش از 200 کارگر در کارخانه مصنوعات آلومینیومی هزار کرمان مدت 3 ماه است که حقوق نگرفته اند. کار بخش فعال کارگری در کرمان گفت: تحریم های اقتصادی علیه ایران باعث کاهش واردات مواد اولیه تولیدی ظروف آلومینیومی و بسته بندی مواد غذائی شده است که از کشورهای ایتالیا و فرانسه وارد میشد. این اتفاق تولید کارخانه و چرخه اقتصاد را با رکود چشمگیری مواجه کرده است. (16/4/87)
• کارخانه "لایه های ایزوگام" کرمان تعطیل و 15 کارگر شاغل در این کارخانه از کار اخراج شدند.(دسترنج 16/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس گفت: 1200 کارگر معدن ذغال سنگ طبس ماه گذشته حقوق خود را دریافت نکرده اند و مدت 3 ماه است که حقوق کارگران با تاخیر پرداخت می شود. (دسترنج 17/4/87)
• علی طالبی دبیر اجرائی خانه کارگر قم گفت: 300 کارگر کارخانه های "تهران پتو" و "ایران ترمه" مدت 9 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. کارگران به عنوان اعتراض از 10 روز پیش دست به اعتصاب زده اند. (دسترنج 17/4/87)
• 350 کارگر شرکت "صنایع فلزی ایران" مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین عیدی سال 85 کارگران پرداخت نشده است. کارگران به عنوان اعتراض دست به اعتصاب زده اند. (دسترنج 17/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: بیش از 50 هزار بیکار در استان قزوین منتظر ایجاد فرصت شغلی برای جذب در بازار کار هستند. (دسترنج 17/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس اعلام کرد: 80 کارگر شاغل در شرکت پیمانکاری شهرداری طبس مدت یکسال است که مزایای شغلی خود را از قبیل بن کارگری، حق اولاد، حق مسکن و حق اضافه کاری را دریافت نکرده اند. مدیریت شرکت روزهای جمعه را نیز روز کاری اعلام کرده و از کارگران بیش از ساعت کاری قانونی استفاده میکند. (دسترنج 17/4/87)
• ـ اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرد: 4 نفر از کارگران کوره پز خانه های ارومیه توسط نیروی انتظامی برای بازجوئی احضار شدند. از زمان پایان یافتن اعتصاب کارگران کوره پز خانه های ارومیه، شرایط کار این کارگران سخت تر شده است. ماه گذشته بیش از 1000 کارگر کوره پز خانه های ارومیه در اعتراض به شرایط نامناسب بهداشتی و رفاهی محل کار و اقامت خود، به مدت 20 روز دست به اعتصاب زدند. (دسترنج 17/4/87)
• عیسی محمد کمالی دبیر اجرائی خانه کارگر بوشهر اعلام کرد: علاوه بر 450 کارگر اخراج شده شرکت ایران صدرا قرار بود 550 کارگر دیگر بدستور وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت صنایع و معادن از کار اخراج شوند. (دسترنج 17/4/87)
• بهروز تشکر مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران اعلام کرد: بر اثر ریزش آوار یک ساختمان 7 طبقه 32 واحدی در بلوار فرهنگ, به علت رعایت نشدن اصول ساختمان سازی, حداقل 17 نفر از کارگران آن ساختمان کشته شدند.  اسامی و مشخصات 17 کارگر کوهدشتی که در 11 تیر در سعادت آباد تهران کشته شدند، اعلام گردید. این 17 قربانی هر یک عضو خانواده هایی بودند که زنجیروار با یکدیگر نسبت دور و نزدیک فامیلی داشتند. سه طایفه آزاد بخت، نورعلی و قرعلیوند اکنون داغدارند. حسین نورعلی طلبه حوزه علمیه، عزیزعلی امیرنژاد 50 ساله و پدر 7 فرزند، علی حسین یوسفیان، سعید یوسفیان دانش آموز، حسین پیری هاشم آبادی 18 ساله، بهرام پیرزاده نور، مهران پیرزاده نور 19 ساله، هوشمند منصوری دانشجوی اسبق دانشکده الهیات دانشگاه الشتر، افشار سعادتی 24 ساله، عابدین سعادتی 29 ساله، احسان آزاد بخت 20 ساله، موسی آزاد بخت 20 ساله، یحیی سعادتی آزاد بخت 26 ساله، فریبرز سعادتی آزاد بخت 24 ساله، میثم قاسمی 19 ساله، علی عبدالهی پدر 5 فرزند. (سرمایه 22/4/87)
• بیش از 3000 کارگر ساختمانی سنندج به هزینه بالای بیمه تامین اجتماعی و ناتوانی در پرداخت آن معترضند. اقبال رضائی دبیر اجرایی خانه کارگر در استان کردستان گفت: 4 کارگر ساختمانی فوت شده در سنندج و کردستان بخاطر معضل مالی، بیمه نبوده اند و بعد از حادثه منجر به فوت، خانواده های این کارگران حمایتی نشدند. (دسترنج 12/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: 20 کارگر کارخانه "پرشان صنعت" قزوین از کار اخراج شدند. (دسترنج 18/4/87)
• دختر 15 ساله ای بنام مهتاب احمدزاده اهل پیرانشهر که به همراه خانواده خود در یک کارگاه جوجه کشی در شهر نقده مشغول به کار بود، پس از تعرض صاحب کار به وی، به علت فشارها ی روحی و روانی ناشی از تجاوز اقدام به خودسوزی کرد و در محل حادثه جان سپرد. (فعالان حقوق بشر در ایران 18/4/87)
• منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که هم اکنون زندانی می باشد، در شعبه 2 دادسرای امنیت مورد بازجوئی قرار گرفت. وی که قرار بود برای ادامه معالجات پزشکی امروز صبح به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شود، بجای مداوا مورد بازجوئی قرار گرفت.(دسترنج 18/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس اعلام کرد: 50 کارگر پیمانکاری راه آهن طبس مدت 5 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. (دسترنج 18/4/87)
• دادسرای امنیت تهران برای آزادی غلامرضا غلامحسینی، کارگر تعلیقی عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، مبلغ 150 میلیون تومان قرار وثیقه صادر کرد. این فعال کارگری روز پنج تیر در مراسم روز زن در ورزشگاه 12000 نفری آزادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید. نامبرده از 4 ماه پیش تا کنون موفق به پرداخت کرایه خانه خود نیز نشده است. وی دارای 3 فرزند نوجوان می باشد. (دسترنج 19/4/87)
• محمد جراحی 58 ساله عضو "کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری "  و از کارگران شاغل در منطقه عسلویه پس از تحمل 20 روز بازداشت آزاد شد. (دسترنج 19/4/87)
• 700 کارگر شرکت لوله سازی خوزستان در اعتراض به عدم دریافت حقوقشان، جاده اهواز – خرمشهر را مسدود کردند. کارگران قراردادی مدت 6 ماه و کارگران رسمی مدت 2 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این اعتصاب با مداخله نیروی انتظامی پایان یافت. (فارس 19/4/87)

• 780 کارگر کارخانه های "فرنخ" و "مه نخ" قزوین در اعتراض به عدم دریافت عیدی و پاداش سال 86 دست به اعتصاب زدند. تعدادی از کارگران حقوق اردیبهشت ماه خود را دریافت نکرده اند. (دسترنج 19/4/87)
• اقبال رضائی دبیر اجرایی خانه کارگر در استان کردستان گفت: 700  کارگر شاغل در خبازیهای سنندج با تجمع در مسجد ملا ویسی خواستار افزایش دستمزد خود شده و تاکید کردند در صورت بی توجهی مسئولان اعتصاب خواهند کرد. کارگران با تهیه طوماری، خواستار اجرای ماده 41 قانون کار و مصوبه شورایعالی کار نسبت به افزایش دستمزد و بهره مندی از مزایای سال 87 شدند. (دسترنج 22/4/87)
• بر اثر واژگون شدن سه بشکه 220 لیتری قیر مذاب در خیابان خاقانی مشهد 9 کارگر لکه گیری آسفالت این شهر دچار سوختگی شدند. این حادثه به علت رعایت نشدن مسائل ایمنی از سوی پیمانکار شهرداری صورت گرفته است. (دسترنج 23/4/87)
• فرزاد زند سلیمی با 7 سال سابقه کار در کارخانه پردیس سنندج و عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران از کار اخراج شد. حقوق خرداد ماه کارگران پرداخت نشده است. (اتحادیه آزاد کارگران ایران 24/4/87)
• اقبال رضائی دبیر اجرایی خانه کارگر در استان کردستان گفت: مدیریت مجتمع تولیدی "نسیم بافت" و "پیروز بافت" با دو اسمه کردن کارخانه و به کارگیری 2 مدیر عامل از اجرای طرح طبقه بندی مشاغل شانه خالی می کنند. 70 کارگر شاغل در این مجتمع تولیدی نسبت به عملکرد مدیریت معترضند. (دسترنج 25/4/87)
• کارخانه "فرش نقشین" سنندج تعطیل و 60 کارگر از کار اخراج شدند. (دسترنج 25/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس اعلام کرد: 20 کارگر باقیمانده تصفیه خانه آب طبس در پی اعتراض به عدم دریافت 4 ماه حقوق معوقه از کار اخراج شدند. پیش از این نیز 40 کارگر شاغل در تصفیه خانه آب طبس در اعتراض به تاخیر در حقوق پرداختی از کار اخراج شده بودند. (دسترنج 25/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: 12 کارگر بیمار کارخانه "شتاب شیمی" قزوین که دچار بیماریهای حاد شغلی شده بودند، از کار اخراج شدند. (دسترنج 25/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرائی خانه کارگر طبس اعلام کرد: روزانه 4 تا 10 کارگر طبسی که بیشتر آنان را معدنچیان تشکیل می دهند، دچار حادثه در حین کار می شوند. نامبرده افزود: 90 درصد حوادث در حین کار بدلیل کم کاری مدیران و کارفرمایان کارگاه ها و کارخانه ها بوده، که تاوان این قصور را کارگران با آسیب بدنی، قطع عضو و یا مرگ می پردازند. وی اظهار داشت: با وجود هشدار مسئولان ذیربط به متصدیان کار در خصوص تامین ایمنی محیط کار، برخی از کارفرمایان از تامین کلاه ایمنی، لباس و کفش کار بطور مستمر سرباز می زنند. غلامرضا محمدی گفت: 3 کارگر از ابتدای سال جاری تا کنون در شهرستان طبس جان خود را بدلیل نبود ایمنی از دست داده اند. (دسترنج 25/4/87)
• سوسن رازانی، شیوا خیرآبادی، غالب حسینی و عبدالله نجار به جرم شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شدند. نامبردگان در 12 اردیبهشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس با قید وثیقه آزاد شدند. (کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری 26/4/87)
• کریم صادق زاده دبیر اجرائی خانه کارگر تبریز اعلام کرد: بیش از 100 هزار کارگر در نقاط مختلف استان آذربایجان شرقی فعالیت می کنند که از بیمه تامین اجتماعی محرومند. نامبرده گفت ، با توجه به حوادث گسترده ناشی از کار، گسترش قرار دادهای موقت کار و بکار گیری کارگران به شکل روزمزدی و از طریق شرکتهای پیمانکاری خواستار بیمه کارگران ساختمانی شد. (فارس 27/4/87)
• اقبال رضایی دبیر اجرایی خانه کارگر در کردستان گفت: 20 کارگر کارخانه"فرش بافت" از کار اخراج شدند. کارگران اخراجی برای اعتراض در مقابل اداره کار سنندج دست به تجمع زدند.(ایلنا 28/4/78)
• جعفر عظیم زاده سخنگوی اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرد: 70 کارگر کارخانه"تخصص صنعت" از ابتدای سال جاری حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. وی افزود: اکثر کارگران از حقوق صنفی خود بی اطلاع بودند که در نتیجه همین وضعیت اکثر آنها با دستمزدهایی پایین تر از حداقل های قانونی (ماهی 90 هزار تومان ) در این کارخانه مشغول بکار بودند.(ایلنا 28/4/87)
• بابا نظر هدایتی دبیر اجرایی خانه کارگر  در استان خراسان شمالی گفت: 600 کارگر شرکت کشت و صنعت دهکده رضوی بیش از 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. کارگران سالهاست که از دریافت مزایای شغلی خود از جمله طرح طبقه بندی مشاغل محروم هستند. این شرکت متعلق به کمیته امداد خمینی می باشد.(ایلنا 28/4/87)
• غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس اعلام کرد: 50 کارگر قرار دادی راه آهن طبس مدت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. 15 کارگر این شرکت چندی پیش از کار اخراج شدند.(ایلنا 28/4/87)
• 20 نفر از کارگران کارخانه نساجی « ایران برک » گیلان از کار اخراج شدند.(ایلنا 29/4/87)
• اقبال رضایی دبیر اجرایی خانه کارگر استان کردستان اعلام کرد: یک کارگر بنام پور محمد در کارگاه جوشکاری سقز در حین جوشکاری تانکر سوخت بر اثر انفجار آن کشته شد.(ایلنا 29/4/87)
• علی اکبر رحیمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان اعلام کرد: بیش از 40 هزار کارگر شاغل در استان گلستان خواستار دریافت مسکن برای رفع معضل اجاره نشینی و مشکلات عدیده معیشتی خود هستند.(ایلنا 29/4/87)
• عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: 200 کارگر شرکت"فرش پارس" در اعتراض به عدم دریافت چند ماه حقوق در مقابل کارخانه دست به تجمع زدند.(ایلنا 30/4/87)

• عباس کشاورز فعال کارگری در قزوین گفت: 10 کارگر شاغل در کارخانه تولیدی "به زیب" با 20 سال سابقه از کار اخراج شدند.(ایلنا 30/4/87)
• کارگر کارخانه لاستیک البرز بدلیل پرداخت نشدن مطالبات معوقه و حقوق ماههای اردیبهشت ، خرداد و تیر در محوطه کارخانه  دست به اعتصاب زدند. (ایلنا  30/4/87)
• افشین شمس قه فرخی 32 ساله، دبیر انجمن کاریکاتور اصفهان، عضو انجمن فرهنگی ـ هنری « سایه» ، عضو « کمیته دفاع از محمود صالحی» و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری در روز 13 تیر توسط مامورین امنیتی در شهرستان الیگودرز بازداشت و به زندان « دستگرد » اصفهان منتقل گردید. در تاریخ 15 تیر ماموران اداره اطلاعات اصفهان منزل پدری وی را مورد تفتیش قرار داده و کلیه دست نوشته های وی را با خود بردند. از روز بازداشت تاکنون هیچ تماسی با خانواده نداشته است.(دسترنج 30/4/87)
• یک کارگر برقکار به علت 3 ماه بیکاری و ناتوانی از پرداخت وام دریافتی ، با باز کردن شیر گاز در اتاقش ، در شهرستان سنقر واقع در استان کرمانشاه خودکشی کرد. ( دسترنج 31/8/87)
• فرشید یزدانی مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان اعلام کرد: با استناد به آمارهای منتشر شده سال 85 توسط مرکز آمار ایران از مجموع 13253000 کودک رده سنی 10 تا 18 سال ، 3600000 کودک خارج از چرخه تحصیل و 1700000 کودک به صورت مستقیم در گیر کار بودند. ( ایسنا31/4/87

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 5:22  توسط اقبال نظرگاهی  | 

عابد توانچه به زندان رفت چون یک انسان آزادیخواه و برابری طلب بود

صبح امروز دانشجوی آزادیخواه وبرابری طلب عابد توانچه که پس از اعتراضات خردادماه سال 85 دانشگاه پلی تکنیک اخراج شده و بارها نیز بازداشت گردیده بود، بعد از تهدید و ارعاب مبنی بر ورود به منزل خانوادگی اشان علیرغم برخورد غیر قانونی دادگاه انقلاب اراک در ندادن هر گونه احضاریه کتبی و رسمی، مجبور گردید خود را به زندان اراک معرفی نماید تا محکومیت هشت ماهه خود را در بند قاتلین و مجرمان خطرناک بگذراند.

 مادانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ایران ضمن غیر قانونی دانستن کلیه روند دادرسی و صدور حکم ،از طرف دادگاه انقلاب اراک، اعلام می نماییم، آزادیخواهی و برابری طلبی که تنها جرم عابد توانچه است امروز دغدغه اصلی، نیاز و شعار بخش وسیعی از جامعه فقر زده و سرکوب شده ایران است، و زندانی کردن عابد توانچه که امروز  با هدف عقب راندن این جنبش صورت می گیرد نه تنها موفق نخواهد بود بلکه ما را بیش از هر وقتی به پیگیری افق های اعلام شده  و اهداف جنبشی که خود را به آن متعلق می دانیم ترقیب کرده است .به همین مناسبت،  فعالیت و مبارزه در راستای تغییر این وضع ضد انسانی را ضرورت جامعه امروز می دانیم  و از هیچ کوششی برای ایجاد مانع در مقابل ارتجاع فروگذاری نخواهیم کرد.

امروز عابد توانچه را به اتهام فعالیت در قالب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و فعالیت در راستای برگزاری مراسم 13 آذر 1386 به زندان برده اند. اتهاماتی که بیش از آنکه بیانگر جرمی باشند ستاره افتخار و شرافت برای عابد عزیز و هر انسان شرافتمند دیگر است.

امروز صبح ساعت 8  عابد توانچه به زندان رفت چون مخالف اعدام و شکنجه بود، امروز عابد توانچه به زندان رفت، چون مخالف استثمار انسان در نظام سرمایه داری بود، امروز صبح عابد توانچه به زندان رفت چون حق داشتن تشکل مستقل برای کارگر و دانشجو را مطالبه می کرد و  عابد توانچه امروز صبح به زندان رفت چون معتقد بود زن و مرد با هم برابرند.

رفیق عابد به زندان رفت چون یک انسان آزادیخواه و برابری طلب بود.

درود بر عابد توانچه و تمامی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب، تمامی آنهایی که دلشان برای انسانیت می تپد و راهی جز دفاع از خود و آرمانهایشان ندارند. آنچه که امروز واضح است، آن است که دستگاه قضایی و امنیتی کشور با تحمیل زندان به عنوان بخش جدایی ناپذیر از مبارزه،  تلاش هایی سازمان دهی شده را صورت می دهند  تا با بالا بردن هزینه هرگونه فعالیت، از هر حرکتی مخالف با وضع موجود  و جنبش جلوگیری نمایند، اما آقایان باید بدانند ، شاید قطار فعالیتهای اتمی اشان در مذاکرات پشت پرده با آمریکا متوقف شود اما قطار مبارزه با فقر، استبداد و نابرابری هرگز متوقف نمی شود و این ویژیگی برتر جنبش اجتماعی در مقابل توهم نسبت به هرگونه دخالت قدرت خارجی در سرنوشت مردم است.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران

 

۲) ربایش دو تن از دانشجویان دانشگاه سهند تبریز و پلمپ کردن خانه ی آنان

عصر دوشنبه 31 تیر ماه ،  ماموران وزارت اطلاعات ، در تبریز به خانه ی دو تن از دانشجویان فعال ، به نام های پیمان غلامی ( از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب – دانشجوی رشته برق) و علی عبدالله زاده ( دانشجوی رشته ی مهندسی پزشکی) هجوم آورده و این دو دانشجو را دستگیر کردند.

پیمان غلامی دو روز بعد ، در گفتگوی تلفنی با پدر خود ، اتهامات وارده به او  از سوی مامورین امنیتی را به شرح ذیل اعلام می کند:

 

اقدام علیه امنیت ملی

توهین به رهبران نظام

از جمله مغول خواندن مسئولین نظام !

توهین به رئیس جمهور

تشویش اذهان عمومی

نشر اکاذیب

اقدام به سیاسی کردن فضای دانشگاه

گسترش نگره ی ضد دینی !

 

 همچنین اتهامات علی عبدالله زاده به شرح ذیل است :

 

اقدام علیه امنیت ملی

تبلیغ علیه نظام

توهین به رهبران نظام

گسترش نگره ی ضد دینی

 

همچنین حدود یک ماه پیش نیز دانشجویی دیگر از دوستان و نزدیکان این دو تن ، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده بود.

www.azady-barabary.com

 

سایت رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران در شهر های بزرگ کشور فیلتر شده در نتیجه تلاش داریم تا سریعا خبرنامه فوق را به سایت دیگری منتقل کنیم.

هیئت تحریریه سایت آزادی برابری

--
Freedom and Equality Seeking Students' Official Website
http://www.azady-barabary.net

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 9:12  توسط اقبال نظرگاهی  | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران      
۳۰ تير ۱۳۸۷
Sunday, 20 July 2008

دانشجویان زندانی را آزاد کنید!

 

قابل توجه است که موج برخورد با فعالین دانشجویی هر روز شکل دیگری به خود گرفته و امسال بیش از  هر زمانی، دستگاه قضایی و امنیتی کشور با تجسم بخشیدن به میراث تفتیش و زندان و شکنجه نظامهای مخلوع پیشین، به عمومی ترین دستاوردهای جامعه حمله می کند. امسال و این تابستان برای جامعه دانشگاهی به یمن فعالیتهای مشترک وزارت علوم، اطلاعات و دادگاههای انقلاب که می رود تا ریشه های آن سراسر ایران و جنبش های اجتماعی متعلق به آن را در نوردد، تابستانی سیاه است.

در ایام تعطیلی دانشگاهها، نهادهای موازی دانشجویی، لباس شخصی ها، کمیته های انظباطی، حراست و حتی برخی از روسای انتصابی دانشگاها بیش از هر وقتی متوجه کوچکترین حرکات اعتراضی دانشگاهیان هستند و بدون شک  با تصفیه دانشجو و استاد معترض قصد یک دست کردن و تصاحب کامل محیط های علمی کشور را دارند.

در چند ماه گذشته به گفته آمار و ارقام، بیش از 200 نفر بازداشت شده اند. بسیاری از فرزندان تحصیل کرده این جامعه با عقلانیتی مبتذل که آن را دفاع از امنیت کشور می خوانند راهی بازداشتگاهها امنیتی می شوند. اخبار از خانواده های دانشجویان زندانی همه حکایت از ادامه بازداشت رفقایی چون فرزاد حسن زاده، محمد زراعتی و دیگر دانشجویانی چون سلمان سیما، محمد هاشمی، بهاره هدایت و ... دارد و از طرف دیگر بعد از گذشت 9 ماه هنوز جواد علیخانی دانشجوی رشته دامپزشکی دانشگاه چمران در زندان سپیدار اهواز به سر می برد. در همین حال حکم هشت ماه حبس تعزیری عابد توانچه نیز تایید شده و هر آن می بایست راهی زندان شود.

ناگفته نماند تهدید و تحبیب و  احضار های متعدد به دادگاه و ادارجات پیگیری وابسته به وزارت اطلاعات وجود داشته و برای هر یک از فعالین دانشجویی، روزی را به منظور حسابرسی تعیین کرده اند!

با تمامی این احوال واقعیت دیگری هم هست، نظر سنجی محافل دانشگاهی  به روشنی نشان دهنده آن است که تا کنون موجودیت دستگاه آموزشی و قضایی کشور تا این اندازه از جانب مردم به دیده تحقیر و ضعف و ناتوانی نگریسته نشده است.

پیوند میان دستگاههای دولتی، سیستم آموزشی و پلیس به گونه ای آشکار گردیده که دم و بازدم هر انسان متحرکی را ناخودآگاه سیاسی جلوه می دهد وتک تک اعضای این جامعه اختناق زده، به دلیل عدم توانایی در بکار گیری نیروی خلاق و آزادانه خود، دائما مورد تجاوز بخش های مختلف استبداد سرمایه قرار می گیرند و به یقین از زمان مبارزه جامعه ایران بر سر نیازها و حقوق شهروندی، این رودر رویی به نسبت آگاهانه بی سابقه بوده است. این امر قابل پیش بینی بود. نظام سیاسی ایران نه تنها قدرت تصمیم گیری و دخالت توده مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی خودشان را به دستگاه قضایی و پلیس و حراست و باتوم سپرده است، بلکه امروز بیش از پیش  قصد دارد تا تنها محیط های علمی کشور که خود را با حضور آن در تناقض می بینند، به صحنه پادگانی برای تربیت نیروهای گزینش شده خود  تبدیل کند.

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور ضمن اینکه روند در پیش گرفته شده  دستگاه اطلاعاتی  و وزارت علوم را ادامه همان بکارگیری شیوه های مذبذب سیستم های امنیتی نظام های پپیشینی می داند، هشدار می دهد از تشدید  برخوردهای پلیس با دانشگاه، عواقبی جز مقاومت وهمه گیر شدن مطالبات و اعتراضات گسترده از جانب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب  ندارد و بزودی زود بنا بر ضرورت  جوابی درخور حال دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور دریافت خواهند کرد.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران  

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10:25  توسط اقبال نظرگاهی  | 

" بیانیه اعلام موجودیت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری "(منطقه شمال)

بدین وسیله اعلام می نماییم که : ما فعالین کارگری مستقر در این منطقه ( منطقه شمال ) از این پس کلیه فعالیت های خود را در ارتباط با جنبش کارگری ، در قالب " کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " و در هماهنگی با این تشکل ، انجام خواهیم داد .

به باور ما ، فعالیت در عرصه جنبش کارگری ــ و دیگر جنبش های اجتماعی نیز ــ اگر می خواهد مفید و مؤثر باشد و نتایج مطلوب تری به ارمغان آورد ، بهتر است که هر چه منسجم تر و هماهنگ تر بوده و حتی المقدور در قالب تشکل های مربوطه ــ هر یک به فراخور جایگاه و موقعیت اجتماعی خویش ــ ارائه گردد .

واقعیت این که در شرایط موجود و با توجه به جمیع جهات " کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری " می تواند نظر این فعالین را در رابطه با مسائل مختلف جنبش کارگری تاًمین نموده و بویژه به فعالیت های آنان در ارتباط و هماهنگی با فعالین کارگری سایر مناطق ایران ، جهت ، انسجام و تحرک بخشد.

لذا فعالین این منطقه (منطقه شمال)از این تاریخ تحت عنوان "کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری (منطقه شمال)"فعالیت های خود را دنبال خواهند نمود.


کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

(منطقه شمال)

30/4/1387

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 9:30  توسط اقبال نظرگاهی  | 

زندان ... رفقا به امید دیدار

عابد توانچه

در تماس تلفنی با وثیقه گذار من اعلام شده است که باید ساعت ۸ صبح روز شنبه (۲ روز دیگر) خودم را به زندان اراک معرفی کنم.در زمان کوتاه باقی مانده (۳۶ ساعت) امکان تجدید دیدار وجود ندارد بنابراین از اینجا روی همگی را می بوسم.

دیکتاتور بمیرد و خم به ابروی ما نبیند. مرحله ی دیگری از مبارزه ی من  علیه نظام سرمایه داری حاکم بر ایران آعاز شد.

این هم شاید نوشته ی آخر...

 

جملات زیر کلماتیست در منطقی ترین و آرامترین حالت ممکن در زندگی فردی که در تلاش است معنی مبارزه را درک کند و به مرحله ای از آگاهی برسد که با زندگی خود برای تغییر دنیای کنونی مملو از نابرابری قیام کند.

 

گرچه تا زمانی که دادگاه انقلاب حکم رسمی بازداشت من را تحویل ندهد امکان ندارد خود را به زندان تحویل دهم اما امکان بازداشت در هجوم نیروهای امنیتی وجود دارد. تصمیم دارم تا همانطور که با جنگ و دعوا حکم کتبی دادگاه انقلاب را گرفتم و منتشر کردم این حکم را هم به صورت کتبی تحویل گرفته و منتشر کنم و آنگاه خود را تحویل زندان دهم.

در روزهای اخیر و حتی هم اکنون همچنان توصیه به خروج از ایران در صدر صحبتهای دوستان قرار دارد. توصیه به «قاطی نشدن» با زندانیان عادی، تقاضای عفو، سکوت پیشه کردن در طول زندان، عدم توسل به اعتصاب غذا برای اعتراض به مشکلات زندان و ... در صحبتهای رفقای داخل و خارج از کشور مطرح می شود.

از مدتی قبل و به کرات توصیه هایی برای پرهیز از جدل با گرایشات و افراد مختلف، مصلحت اندیشی ، پزهیز از استفاده ار ادبیات زمخت و غیر رسمی و صدها تذکر دیگر با من در میان گذاشته شده است.

من هم صحبتی دارم با رفقای نزدیک و دوستان سیاسی ام. مدتها پیش یکی از چریکهای فعال در دوران حکومت دیکتاتوری شاه که اکنون گوشه نشینی پیشه کرده است در جواب سوال من که پرسیدم راه تبدیل شدن به یک مبارز حرفه ای چیست گفت: «هر چه می کنی با آن زندگی کن»!

جمله ای جدا از آلایش مصنوعی برای برجسته شدن که در کمال سادگی بیان شد.زمان زیادی طول کشید تا من معنی جمله ی آن رفیق را فهمیدم و اکنون فکر می کنم معنی این جمله مطلبیست که که بیان می کنم.

یک فعال سیاسی یا یک مبارز هرچه باشد یک انسان است. تلاش و اصرار برای تبدیل شدن به تافته ای جدا بافته، تنها عاملی خواهد بود برای جدایی بیشتر و بیشتر از مردم و اجتماع. نباید به فکر ساختن شاخ و دم برای خود باشیم. مبارزه هم جزئی از زندگی ماست.باید به زبان مردم صحبت کرد و همچون آنها با زندگی درگیر بود. نشستن در گوشه های امن و سیگار کشیدن و کتاب خواندن و نوشتن همانقدر مسخره است که پوشیدن پوتین و اورکت در تابستان.

مردم را نباید فراری داد.نباید از دردهای آنان فرار کرد.ما هم حق عاشق شدن داریم. ما هم حق لذت بردن از زیبایی ها را داریم. ما هم انسانیم و باید زندگی کنیم. بودن جسم در اجتماع تضمینی است برای آنکه شاهین فکر هر آنقدر هم که در آسمان آگاهی و شعور اوج گیرد با زمین بیگانه نشود.از بازگو کردن دغدغه ها، ترسها، نیازها، دلتنگیها و زیباییهای زندگی نترسید و برای «دگرگونه بودن» آنها را کتمان سرکوب نکنید.

پیچیده ترین موضوعات و مسائل را به زبان مردم بیان کنید و از پنهان شدن در پشت گنده گوئیها و تکرار طوطی وار جملات و سخنان دیگران خودداری کنید.

تنها کسانی لایق مبارزه برای آزادی و به اسم آزادی هستند که خود آزاد زندگی کنند پس برای مبارزه کردن باید زندگی کرد. باید آزاد زندگی کرد و فهمید که آزادی واقعی تنها با برابری همه ی انسانها به دست خواهد آمد.کسانی که گرد و حاک کوچه و خیابان به سرفه می اندازتشان و کسانی که چنان گرد گرفته اند که چشمانشان زندگی را نمی بیند هرگز لیاقت و توانایی آنرا نخواهند داشت تا برای انسانهای تحت ستم تعیین تکلیف کنند و آنان را به سمت آگاهی سوق دهند.

***

خطر فرو رفتن مجدد چپ در گنداب محفلگرایی دوباره بیخ گوش ماست. رقابتهای محفلی کار را به آنجا رسانده است که عده ای را با وقاحت به همکاری با پلیس و حاکمیت روی آورده اند. آنها تحت نام مبارزه با انحراف در چپ آب به آسیاب دشمن می ریزند و نام آدمفروشی،سند سازی و دروغ پراکنی رت به نقد سازنده تبدیل کرده اند. این بدعتی خطرناک و دشمنی فساد انگیزی در چپ و با چپ است. همصدایی رگه ای بریده از یک گروه سیاسی با وزارت اطلاعات و حمله با چنگ و دندان به فعالان دانشجویی کمونیست به منظور تمام کردن کار نیمه تمام رژیم و به ثمر رساندن پروژه نخ نما و پوسیده وزارت اطلاعات برتری دادن منافع فردی و گروهی بر منافع یک جنبش است. ای کاش کسانی از درون همین گروه سیاسی کمر به برخورد با این انحراف و بدعت خطرناک می بستند تا مشکلی دیگر و ضربه ی ای دیگر بر روی تلی از مشکلات و ضربه ها اضافه نشود اما افسوس که تا کنون همچنان منافع و علقه ها چشم ها را بر روی حقایق و درستیها بسته است.

ما جوانانی بودیم که صدای نه گفتنمان ستون فقرات نظام سرمایه داری حاکم بر ایران را لرزاند اما کجا ادعا کردیم که بی اشتباه بودیم؟تنها کسانی اشتباه می کنند که به بیان افکار خود می پردازند و دست به عمل می زنند. مطمئنا کسانی که افکارشان درون کاسه های سرشان تار عنکبوت بسته است و توان و میلی برای عمل کردن ندارند هیچگاه اشتباه می کنند. تنها اشتباه آنان این است که خود عینیت اشتباه و انحراف هستند. و این عینیت اشتباه و انحراف بودن ریشه در سنتهای سیاسی در ایران دارد.

گروه ها  و افراد سیاسی در ایران _ و بیشتر در خارج از کشور _ راه رسیدن به جایگاه بالاتری در عرصه سیاسی را رد شدن از روی دیگران و لجن مال کردن فعالان پر دغدغه می دانند. این رفتار و سبقه تاریخی به نوعی روی همه ی ما تاثیر گذاشته است و در عین اینکه همیشه قربانی آن هستیم خود نیز آلوده ی آنیم. باید تلاش کنیم در اولین قدم با پاک کردن خود از این آلودگی و در مرحله ی بعدی با برخورد قاطع با این آلودگی در عرصه سیاسی از قربانی شدن مبارزه و آرمان در پای این سنت جلوگیری کنیم.

مطمئن باشید که لحظه ای _ نه چندان دور _ که شرایط زمانی و مکانی را برای این کار مناسب تشخیص دهیم چنان انتقاد از خودی را مطرح کنیم که در تاریخ چپ در ایران بیسابقه باشد.چرا که معتقدیم ما فعالان علنی بودیم که به تست شیوه های مختلف فعالیت دست زدیم و باید تجربیات این برهه از مبارزه نسل جدید چپ در ایران با تمام شکستها و پیروزیهایش به همگان منتقل شود تا گامهای بعدی کم اشتباه تر و استوار تر گردد.

***

به عنوان یک مارکسیست_ لنینیست مدافع سرسخت حزب و حزبیت هستم. مبارزات ما بدون شکل گیری یک سازمان توده ای و با تمام ابعاد لازم به جایی نخواهد رسید.شدیدا تاکید می کنم گروه های انگشت شماری که به نام حزب و سازمان در اصل به عنوان یک محفل در داخل و خارج از ایران فعالیت می کنند (موجود) هستند گرفتار منفعت طلبی، بخشی از وضعیت موجود و مانعی برای اوج گیری کمونیسم در ایران هستند. هر فعال سیاسی هرچقدر بزرگ و با مطالعه و ... باید بداند که چیزی در این میان قابل تخفیف نیست و تنها چیزی که در مقابل چشم پوشی از واقعیتها و عضویت در این گروه ها بدست می آید بر باد رفتن امنیت و قدم گذاشتن در مسیری نادرست است. ما نیاز به حزب داریم پس باید سختی تشکیل و تقویت آن را بپذیریم و به امید واهی اعمال تغییرات و اصلاح کاستیها و مشکلات به خود و جنبشی که متعلق به آن هستیم ضربه نزنیم.

***

نباید همچون کبک سر را زیر برف فرو کرد و واقعیتها را ندید. جمهوری اسلامی اگر اراده کند از روی جسد تک تک ما رد خواهد شد. در آمدهای هنگفت نفتی مدام در حال خرج شدن در راه تهیه امکانات نظامی و امنیتی است. دستگاه اظلاعاتی رژِم در عین حالی که دارای پیچیدگی خاصی نسست و صرفا به شیوه های کلنگی عمل می کند، بیش از آنکه تصور شود به جمع آوری اطلاعات و اخبار اهمیت داده و از آن برخوردار است. اما آیا من می توانم در وضعیت کنونی به ایفای نقش پرداخته و خود را برای رژیم چیزی جا بزنم که نیستم؟ هرگز. اسم بسیاری از ما در لیست سیاه حاکمیت ثبت شده است و اینکه کسی همچنان بعد بازداشتها و مواجه شدن با قضاوت نهایی دستگاه امنیتی رژِیم معتقد باشد می تواند سر این رژیم را کلاه بگذارد حماقت محض است. جملات بالا به هیچ وجه مخالفت با تلاش برای پنهان نگاه داشتن پنان مانده ها و تلاش برای مخفی کردن دوباره ی رو شده ها نیست اما مسئله این است که کسانی که به هر دلیلی علنی شده و تفکراتشان برای حکومت مشخص شده است نباید از خود و واقعیت فرار کنند.

***

می توان برای جلوگیری از له شدن توسط حاکمیت و مقاومت در برابر سرکوب  فعالیت کرد. نیروهای لیبرال، اصلاح طلبان درون حکومتی و حتی فعالان حقوق بشر کوچکترین اهمیتی به سرنوشت فعالان چپ نمی دهند. وقتی در مقابل گسترده ترین بازداشتهای سیاسی بعد از 18 تیر سکوت می کنند و برای حمایت از قربانیان انفرادی و شکنجه تحرکی نمی کند و حتی در دل آن در دل تایید می کنند و خوشحالند که با سرکوب دوباره و چندباره ی چپ می توانند از شر تفکر مقابل خود رها شوند باید فهمید که در کجا قرار داریم. دبیر یکی از مجموعه های حقوق بشری در جواب در خواست کمک به ما در مقابل زندان و شکنجه با صراحت در چشمان ما نگاه می کند و می گوید : «چپ تفکری پوسیده و کهنه است. چرا بی خیالش نمی شوید؟» و رسانه های جمعی لیبرال به یکباره کر و کور می شوند.

باید نیروهای چپ را در سراسر جهان متحد کنیم و فریاد خود را به گوش جهانیان برسانیم. وقتی برای حکم هشت ماه زندان چنین موجی از اعتراض را شاهد هستیم با کمی کار و هماهگی می توایم در مقابل احکام سنگین زندان و اعدام جبهه ای قوی تر ونیرومندتر تشکیل دهیم. باید جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار داد تا حتی به خاطر یک روز زندان یک فعال سیاسی، تحت فشارهای خرد کننده قرار بگیرد.باید لکه ی ننگ دهه شست را روی پیشانی این رژیم داغ زد تا نتواند گذشته اش را از کسی مخفی کند اما اقدام اصلی تر این است که چنان بسیج جهانی بر روی حقوق انسانی در ایران صورت گیرد که حاکمیت حتی جرات فکر کردن به کشتاری دوباره و سرکوبی سنگین را نداشته باشد. باید هزینه ی رفتارهای جمهوری اسلامی را برای این رژیم بالاتر و بالاتر برد.

 

***

به جای نق زدن و غر زدن باید ساخت و آباد کرد. به جای نقد و تخریب مداوم دیگران باید فعالیت کرده و خود را تعریف کینم. به جای سیاسیت پیشگی باید مبارزه کرد. برای مبارزه بودن باید با مبارزه زندگی کرد.مبارزه نوع زندگی ماست نه افکار و آرزوها و ...

 

***

من با آخرین توان احساسم از زیبائیهای زندگی لذت می برم. انسان تنها یکبار فرصت زندگی کردن بدست می آورد و احدی حق گرفتن این حق را از انسان ندارد. من زندان می روم  اما اگر مسئولیت اخلاقی نسبت به وثیقه گذارم نبود هرگز تسلیم این حکومت نمی شدم و خود را به زندان معرفی نمی کردم. در حالی که خطر اعدام به دلیل عقیده و بیان آن را بالای سر خود در پرواز می بینم ناچار هستم تن به اجرای حکم زندان بدهم. با ورود من به زندان ارتباطم با دنیای خارج از زندان تقریبا قطع خواهد شد و امکان اینکه رژیم دست به تسویه حسابهای قدیمی خود با من بزند وجود دارد. از این طریق اعلام می کنم مسئولیت جان من در زندان بر عهده شخص مستقیم علی خامنه ای به عنوان رئیس این حکومت است و آقای دادخواه و رفیق ناصر زرافشان به عنوان وکلای تام الاختیار  من باید در صورت بروز هر اتفاقی نسبت به مسبب اصلی آن در دادگاه های بین الملی اعلام جرم کنند و به هیچ عنوان حاضر به گذشت در مقابل هرگونه اهمال و کوتاهی درباره ی این خواست خود نبوده و نیستم. از زحمات آقای حاجی مشهدی که در رابطه با پرونده خود تشکر می کنم و امیدوارم روزی بتوانم جبران کننده ی زحمات ایشان و همه انسانهای باشم که نسبت به سرنوشت من و آینده ی جنبشی که به آن تعلق دارم واکنش نشان دادند و به حمایت از من بر خواستند.

اعلام می کنم بعد از فراز و نشیبهای متعدد فکری مارکسیسم را به عنوان یگانه تفکر انسانی و انقلابی یافتم و با اعلام خود به عنوان یک مارکسیست_ لنینست که برای ایجاد دنیایی بهتر فعالیت می کنم تاکید می کنم که دنیا تنها دو انتخاب در مقابل خود دارد؛ یا سوسیالیسم یا بربریت.

پیشاپیش و صرفا از روی واهمه از رفتارهای نظام امنیتی_ اطلاعاتی ایران اعلام می کنم تا آخرین مرحله از توان در مقابل هرگونه توبه گیری احتمالی مقاومت خواهم کرد و هر رفتاری در زیر شکنجه و فشار را غیر واقعی و نادرست می دانم.

در پایان نیز در مقابل تک تک فعالان جنبش چپ ایران از تمامی نقصها، کاستیها و ضعفهای خود تا این مرحله از فعالیتم عذرخواهی می کنم و معتقدم در مقابل مبارزان پاکباخته ی چپ هیچ چیز نیستم.

در تمام لحظه های  این زندان کوتاه مدت به اشتباهات و نقصهای خود فکر خواهم کرد و برای تغییر خواهم کوشید. در مقابل تمام بزرگی رفقا احساس کوچکی و در مقابل اشتباهات و لغزشهایشان احساس مسئولیت می کنم. به سرخی خون تک تک مبارزان کشته شده ی این جنبش سوگند می خورم که در حال حاضر به جز جانم هیچ چیز دیگری برای فدا کردن در راه آرمانم ندارم. از آزادی و امنیت و آسایش و خانواده و تحصیل و شغل گرفته تا ... ، همه چیز را از دست دادم و ابایی نیست تا به وقتش و برای مسئله ای درخور، تنها داشته ی باقی مانده را که جانم است هم در راه برابری انسانها و آرمان مشترکمان پیشکش کنم.

 

زنده باد سوسیالیسم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:6  توسط اقبال نظرگاهی  | 

۱) تجمع بزرگ مردم درمقابل دادگستری سنندج برای آزادی فرزاد کمانگر

کمیته کردستان حزب حکمتیست

بنا به فراخوان مادرفرزاد کمانگر و " فعالان حقوق بشردرایران" امروز شنبه 29 تیر 1387 درمقابل دادگستری سنندج تجمع با شکوهی برگزارشد. مردم مبارزسنندج مانند همیشه به حمایت فعال از شرکت کنندگان در این تجمع پرداختند. بالغ بر 1000 نفر شرکت کنندگان این تجمع ازمقامات قضایی کشورخواستند که حکم اعدام فرزاد کمانگر را لغو کنند. تجمع میرفت که مردم بسیار زیادی که از دورو نزدیک میخواستند خود را به مقابل دادگسنریبرسانند را در بر بگیرد، و به همین دلیل نیروهای زیاد امنیتی و لباس شخصی تمام تلاش خود راکردند که آنرا بهم بزنند. خانواده فرزاد کمانگر اعلام کردند که آنها به اهدافشان رسیده اند و پایان تجمع را اعلام کردند.

شرکت کنندگان در بیانیه ای  همچنین خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی که دریک سال گذشته به دست سرکوبگران گرفتارآمده اند شدند.

دربخشی از این بیانیه آمده است که:

"یک هفته از تائید حکم اعدام معلم، فرزاد کمانگر می گذرد، یک هفته است که همه ی واژه های زیبا زیر سوال رفته اند: آزادی، عدالت، پایداری، حقوق بشر، عشق، ملت و معلم!
 و ما امروز اینجا جمع شده ایم تا فریاد سر دهیم چرا؟

از سال گذشته روند خشونت ها از سوی دستگاه عدالت و ارگان های مربوطه در کردستان افزایش یافته است. حکم اعدام اعدام روزنامه نگاران کرد عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، بازداشت و نگهداری همز مان 7 روزنامه نگار کرد در زندان در تابستان گذشته، بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالین، روزنامه نگاران و دانشجویان کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن، یاسر گلی، فرهاد حاجی میرزایی، حبیب الله لطیفی، سهراب جلالی، کاوه جوانمرد، صدیق مینایی، امجد غلامی و سلیمان شریفی؛ بازداشت و حکم سنگین برای فعالین حقوق بشر و حقوق زنان: محمد صدیق کبودند، روناک صفا زاده، هانا عبدی، فاطمه گفتاری و زینب بایزیدی، شکنجه و مرگ فعال سیاسی کاوه حسن زاده؛ فشار بر فعالین کارگری و صدور احکام سنگین برای آنها: محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی؛ بازداشت و شکنجه فعالین سیاسی: کمال شریفی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و ده ها نفر دیگر در شهرهای کردستان؛ فشار بر فرهنگیان و تبعید آنها: پیمان نودینیان، مسعود کردپور، شاهد علوی، حکم اعدام برای معلمی دیگر در دهگلان: انور حسین پناهی؛ و مرگ دانشجوی مظلوم کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج، شهید ابراهیم لطف اللهی."

کمتیه کردستان حزب حکمتیست تجمع امروزبرای آزادی فرزاد کمانگر و زندانیان سیاسی دیگررا تلاشی مهم برای فشار به دستگاه های سرکوبگررژیم برای لغو حکم اعدام فرزاد میداند. این مبارزه بدون تردید باید ادامه یابد و این خواست را در اشکال مختلف بیان کند. یکسال گذشته ده ها نفر ازفعالین سیاسی و اجتماعی درشهرهای مختلف ایران و همچنین در کردستان، توسط نیروهای سرکوب و خفقان بازداشت ،زندانی و محکوم شده اند.تحت هیچ عنوانی و هیچ پاپوشی نباید اجازه داد که مبارزه مردم به این وسیله سرکوب شود و به فضای خفقان دامن زده شود. فعالیت برای لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی قدمی مهم درمبارزه علیه بیعدالتی و سرکوبگری است.
کمیته کردستان حزب حکمتیست ضمن حمایت  از این مبارزه ،  تاکید میکند که تنها، با پیگیری و اتکا به مبارزه مردم و توان و خواست آنها، و ،لغو حکم اعدام، برای فعالین سیاسی و ،آزادی همه زندانیان سیاسی، بدون مراجعه به "زبان" "قومیت"  " ملیت" ممکن است . حامیان این نوع فعالیت باید متوجه باشند که خانواده های زندانیان سیاسی در تهران و تبریزنیزمیتوانند و  ممکن است که  همراه با آزادی فرزاندانشان، خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی باشند بدون اینکه به ملت و پرچمی آنها را منتسب کنند. مبارزه خانواده ها و فعالین برای آزادی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و کارگران زندانی محمود صالحی و شیث آمانی  و مجبورکردن شاهرودی به آزادی زندانیان بهترین درس است، محدودیتی را برسمیت نمیشناسد و تماما آزادیخواهانه و انسانی است.اینگونه میتوان و باید رژیم سرکوب و خفقان  فاشیستی را افسارزد.
29 تیر 1387
19 جولای 2008

۲) اعدام٬ قانون اساسى٬ و حقوق بشر ٬ در حاشيه اطلاعيه "فراخوان تجمع براى آزادى فرزاد کمانگر"

سياوش دانشور

بيدادگاههاى رژيم جنايتکار اسلامى حكم اعدام "فرزاد كمانگر"٬ "فرهاد وكيلى" و "على حيدريان" را صادر و "ديوان عالى قضائى" رژيم اين حکم ها را تائيد کرده است. اين احکام ضد انسانى و پرونده سازى براى اين جوانان٬ به حق خشم و نفرت بيش از پيش مردم آزاديخواه را از جمهورى اسلامى و نظام متکى به قتل آگاهانه دولتى برانگيخته است.

نامه مادر فرزاد کمانگر بطور گويائى موقعيت دردناک خانواده و بستگان فرزاد و ديگر زندانيان سياسى را منعکس ميکند. همينطور تلاشهاى مختلف براى لغو اين احکام روزنه اميد و دريچه اى است براى متوقف کردن ماشين سبعيت و آدمکشى اسلامى و نجات جان اين عزيزان. هرگونه تلاشى را بايد دراين راستا صميمانه تقويت کرد و مانع شد که رژيم اسلامى اين جوانان را اعدام کند.

دراين ميان دبيرخانه "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران"٬ طى اطلاعيه اى به تاريخ ٢۶ تيرماه ٨٧ فراخوانى براى تجمع٬ روز شنبه ٢٩ تيرماه ساعت ١٠ صبح در مقابل دادگسترى سنندج براى حمايت از فرزاد کمانگر و نجات جان وى داده است. همينجا بايد به اين دوستان گفت دستتان درد نکند و بايد تلاش براى لغو اين احکام و آزادى فورى فرزاد و ديگر زندانيان سياسى را دسته جمعى گسترش داد. اما اين فراخوان در کنار دفاع مشروع و برحق از جان انسانها و به قول اطلاعيه دفاع از "حق زيستن"٬ درخواست ناموجه و نادرست و غيرکارسازى را مطرح کرده است. درخواستى که کل اين تلاش و خود اين جريان را زير علامت سوال بزرگى ميبرد. اطلاعيه و فراخوان از مردم شرکت کننده ميخواهد؛

"مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي شرکت کنندگان درخواست مينمايد بر اساس مباني فکري خود با به همراه آوردن کتاب قانون اساسي و يا همراه داشتن پرچم ايران، مصونيتي از هرگونه سوءاستفاده از اين تجمع را ايجاد نمايند . اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد." تاکيدات از من است.

دوستان عزيز٬

شما نيازى نداريد تحليل و محاسبات و ملاحظات خودتان را به هر کسى که به اعدام معترض است و ميخواهد براى آزادى فرزاد و ديگران کارى بکند تسرى دهيد. افکار عمومى و مردم "بخصوص در منطقه کردستان" اين رژيم را خوب ميشناسند. در همان کردستان کمتر خانواده اى پيدا ميکنيد که زخم جنايت اين حکومت را بر پيکر خود نداشته باشد. خانواده کمانگر خود يک مثال گويا است. اين مردم مثل نام خودشان و مثل نام عزيزانشان که توسط اين جانيان تيرباران شدند و يا به عناوين مختلف جانشان را از دست دادند٬ ميدانند که اين جنايات با نام نامى "قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران" و پرچم اش صورت گرفته است. هرجا توانسته اند بکوبند و اعتراض ها را در گلو خفه کنند٬ رويش پرچم شان را به علامت پيروزى به اهتزاز درآوردند و "قانون اساسى" شان را تحکيم کردند. ميدانم و درک ميکنم که فشارها بالاست٬ بهانه جوئى زياد است٬ فقر و فاقه امان مردم را بريده است٬ و سازماندهى هر اعتراضى با موانع جدى و واقعى روبروست. همينطور محدوديتهاى کار علنى را درک ميکنم و انتظار ندارم که دست به کارهاى محيرالعقول بزنيد. اما شما که در چهارچوب حقوق بشر و اصول اعلام شده اش فعاليت ميکنيد٬ چرا دستکم به همان حقوق بشر خودتان نچسپيديد و همان را ول کرديد و به چاه قانون اساسى و پرچم حکومت اسلامى افتاديد؟ واقعا فکر ميکنيد مردم سنندج کتاب قانون اساسى و پرچم جمهورى اسلامى را دست ميگيرند و لابد يک نماز جماعت هم جلوى دادگسترى ميخوانند و براى نجات جان فرزاد تقاضاى "عفو ملوکانه" ميکنند!؟ مردم بجاى خود٬ آيا خود فرزاد و خانواده اش حاضر به چنين کارى هستند؟ واقعا فکر ميکنيد " اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد"؟ يعنى اگر خانواده هاى اين همه اعدامى و زندانى با کتاب قانون اساسى و پرچم جمهورى اسلامى در مقابل دستگاههاى صدور حکم زندان و قتل و شکنجه حضور بهم رسانند٬ و يا ميرساندند٬ نه از اين قتل ها خبرى بود و نه از اين زندانيان؟

دوستان گرامى٬ اينها مشتى توهم است که به کار هيچ بنى بشرى نمى آيد. اين سياست تنها اقدامات خوب شما را در هاله اى از ابهام فرو ميبرد. اين سياست رژيم اسلامى را جرى تر ميکند و هزينه بسيار بالاترى را براى عقب نشينى طلب خواهد کرد. اين سياست جامعه و مردم و سطح اعتراض شان را نميشناسد و اگر ميشناسد آگاهانه به عقب ميراند. توقعش اينست که مردم٬ خانواده هاى زندانيان سياسى٬ کارگران گرسنه٬ زنان مورد تبعيض و ستم قرار گرفته٬ محکومين به خوابيدن در خيابان و کارتن٬ و ميليونها انسان له شده زير سايه منحوس اين حکومت٬ بايد براى استيفاى حق شان هر کدام يک جلد قانون اساسى و يک فقره پرچم جمهورى اسلامى دست شان بگيرند و به حضرات در قدرت بگويند که؛ خير٬ اگر قانون را بدرست اجرا کنيد٬ قطعاً اجراى آن باعث نجات و آزادى ما خواهد شد!؟

من اينجا وارد محدوديت هاى خود بيانيه حقوق بشر و مدافعينش براى کسب هر ذره از آزادى در ايران و راستش هرجا نميشوم. اينجا حتى بحث بر سر اين بيانيه روى پاى خودش نيست. مسئله اينست  کسانى که در کسوت مدافعين اين بيانيه فعاليتهائى را در دستور خود دارند٬ ترجمه روزش را به کرنش به قانون اساسى رژيم و به "پرچم اعتراض عليه اعدام" تبديل کرده اند! چگونه ميشود با قانون قصاص عليه قصاص مبارزه کرد؟ چگونه ميشود حق و آزادى را از سلب کنندگانش به اتکا قانون خودشان داشت؟ شما اگر مخالف مجازات اعدام هستيد٬ که على القاعده بايد باشيد٬ خوب همين را بگوئيد. شما اگر مخالف عدم رعايت حقوق متهمين و مجرمين هستيد به همين اعتراض کنيد. شما اگر خواهان لغو فورى اين احکام هستيد٬ که هستيد٬ خوب همين را بگوئيد و براى همين کار کنيد. چرا به حکومت اسلامى مدال و باج ميدهيد تا مثلا جلو "سو استفاده ها" را بگيريد؟ خيلى روشن به فراخوان شما تجمعى قرار است در دفاع از فرزاد کمانگر برگزار شود. لطفا اجازه بدهيد شرکت کنندگان استقلال راى و نحوه شرکت شان را بتوانند تعيين کنند. شما که بدوا نوع و تيپ سياسى و اجتماعى شرکت کنندگان را با "يک جلد قانون اساسى و پرچم حکومت" تعيين کرديد٬ انتظار داريد در اين اجتماع چه کسانى شرکت کنند؟ انتظار داريد اين اجتماع چه کمکى به فرزاد عزيز و امثال او بکند؟ اين سياست کوچکترين کمکى به لغو حکم اعدام فرزاد نميکند٬ سهل است٬ وضعيت را مشکل تر و پيچيده تر ميکند.

و البته بردن اعتراض برحق و مشروع مردم زير پرچم "قانون اساسى" و "پرچم ايران" جديد نيست٬ بلکه سياستى قديمى و پاخورده و البته شکست خورده است. تمام داستان دو خرداد همين است. تمام داستان معرکه گيرى برسر نام خليج و سه جزيره همين است. يکى ناجى را "ظرفيتهاى قانون اساسى" و اساس اين رژيم ميداند و يکى گسترش تبليغات ناسيوناليستى و ضد عرب را در مقابل مردم ميگذارد. اما اين سياستها کوچکترين ربطى به مبارزه سرراست و واقعى و آزاديخواهانه عليه اعدام و عليه هر نوع تبعيضى ندارد. مهمتر اينکه اين سياستها بکرات تست شدند و بکرات شکست خوردند. چند بار ديگر بايد ثابت شود که جنبش اعتراضى و آزاديخواهانه٬ اگر ميخواهد گامى به پيش بگذارد٬ بايد روى پايش بايستد و سياست مستقل خود را طرح کند؟ اگر آنها با اتکا به منابع قدرت و پول و "قانون اساسى" نتوانستند حتى روزى نامه هاى خودشان را دائر نگهدارند٬ به طريق اولى کپى رنگ و رو رفته اين سياست در بيرون حکومت آنهم براى مقابله با مجازات اعدام به هيچ جا نميرسد.

از سياست پژاک تا سياست حقوق بشر

مقايسه دو سياست که اينروزها در مقابل همين احکام اعدام طرح شده است٬ بروشنى راه مستقل و سنت ديرينه اعتراضى آزاديخواهانه را برجسته ميکند. جريان قوم پرست پژاک طى اطلاعيه اى که فلسفه اش بر انتقام و تداوم چرخه آدمکشى مبتنى است٬ اعلام کرده است که اگر رژيم "جوانان کرد" را اعدام کند آنها انتقام خواهند گرفت و نحوه انتقامگيرى را نيز الگوى عمليات انتحارى گذاشته است. پژاک قوم پرست مانند القاعده و سلفى ها در کردستان و ريگى در بلوچستان و مانند خود "قانون اساسى" جمهورى اسلامى٬ سياست چشم در مقابل چشم را به همان شيوه آنها در عراق و جاهاى ديگر پيشه کرده است. ترديدى نيست که اين سياست تروريستى و انتحارى قومى -اسلامى تنها ميتواند نيروهاى "آماده شهادت" را بسيج کند. مردم در کردستان به چنين سياستهائى پوزخند ميزنند و آگاهانه تلاش ميکنند که شرش را کم کنند. در طرف مقابل٬ مجموعه فعالان حقوق بشر٬ سياست برافراشتن پرچم جمهورى اسلامى و وکيل مدافع قانون اساسى رژيم شدن را براى عقب راندن خود پرچمدار و خود قانونگزار و خود مجرى قانون برافراشتند! به ما وعده ميدهند که " اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد

مردم آزاديخواه در کردستان آگاهانه به هر دوى اين سياستها "نه" ميگويند. فرزاد کمانگر هيچ جرمى مرتکب نشده و تلاش براى اعدام او تلاشى براى گسترش صدور احکام اعدام براى زندانيان سياسى در ابعادى وسيعتر است. مقابله با حکم اعدام فرزاد و ديگران نيز تلاشى براى متوقف کردن اين ماشين جهنمى متکى بر "قانون اساسى" و تلاشى براى برافراشتن قويتر پرچم لغو بيقيد و شرط مجازات اعدام بعنوان قتل آگاهانه دولتى و دفاع از حق حيات انسانهاست. اين مبارزه اى است اتفاقا مسالمت آميز با درجه بالائى از مدنيت و دفاع از حقوق فردى و اجتماعى. هيچ توپ و تانکى هم نياز ندارد. هيچ "سو استفاده" اى در آن نيست. اگر کسى بگويد من مخالف مجازات اعدام هستم و هيچ بنى بشرى نبايد به هر دليلى اعدام شود و مشخصا خواستار لغو فورى مجازات اعدام فرزاد و ديگران باشد٬ چه "سو استفاده" اى کرده است؟ آيا واقعا شما٬ شايد مستقل از نيت خيرتان٬ تلاش نداريد که نيروى مخالف اعدام و تمام کسانى که دلشان با مادر فرزاد و خود او و امثال او است٬ را خانه نشين کنيد؟ و آيا با همين سياست تان٬ که باز هم مستقل از نيت خير شما چنين نتيجه اى ميدهد٬ ميدان را براى قوم پرستان و نيروهاى ضد جامعه و در راس آنها جمهورى اسلامى هموارتر نميکنيد؟

مردم آزاديخواه در همه جاى ايران و کردستان بايد ماکزيمم تلاش شان را براى دفاع از فرزاد کمانگر و همبستگى با خانواده او و ديگر زندانيان حکم اعدام گرفته عليه جمهورى اسلامى صورت دهند. اين مبارزه در سطح داخل و خارج جريان دارد و تنها اين سياست ميتواند تاثير گذار باشد و در صورت گسترش و فشار قويتر اين احکام را متوقف و لغو کند. حتى اگر جبهه انسانيت در يک مبارزه معين موفق نشود٬ که موارد آن را کم نداشتيم٬ ذره اى از حقانيت اين تلاشها و خوانائى شان با روش زندگى و مبارزه مردم در جامعه نميکاهد. اما سياستهائى که عملا مردم را از صحنه سياست دور ميکند٬ نه فقط تاکنون منشا اثرى نبودند بلکه موانع مبارزه مردم را بيشتر ميکنند. فرزاد کمانگر بايد فورا آزاد شود. احکام اعدام "فرزاد كمانگر"٬ "فرهاد وكيلى" و "على حيدريان" بايد فورا لغو شود. مردم در کردستان به طرق مختلف ميتوانند اين خواست مشروع و انسانى را مطرح کنند. جنبشهاى آزاديخواه و برابرى طلب در مقياس کشور ميتوانند اعمال فشار کنند و در مقابل اعدام بايستند. تجمع٬ تومار٬ جلسه٬ مصاحبه با رسانه ها٬ فعاليتهاى کمپينهاى ضد اعدام در خارج٬ جهانى کردن موضوع و اقدامات اوژانس در اين زمينه ميتوانند موثر و کار ساز باشند. بارها اين کمپينها به پيروزى رسيده و سنت مبارزه دراين قلمروها امروز امرى جاافتاده است. نه تروريسم و انتحار جواب ترور و اعدام را ميدهد و نه برافراشتن پرچم و قانون حکومت صد هزار اعدام. ترديدى نيست مردم سنندج٬ تحت هيچ شرايطى٬ قانون اساسى رژيم و پرچم حکومت اسلامى را دست نميگيرند و نبايد بگيرند. راه خودشان را ميروند و به سبک خودشان اعتراض ميکنند. دوستان فعال در مجموعه فعالان حقوق بشر بهتر است دراين سياست تجديد نظر کنند. اين سياست نه فقط کمکى به فرزاد و فرزادها نميکند بلکه اقدامات مثبت تاکنونى آنها را هم دود ميکند و به هوا ميبرد.

***

ضميمه؛ اطلاعيه دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر

به نام آزادي

اطلاعيه / فراخوان تجمع براي آزادي فرزاد کمانگر

پيرو محکوم به اعدام شدن فرزاد کمانگر ، معلم دلسوز و فعال حقوق بشر در يک پروسه پرابهام قضايي و جريحه دار شدن افکار عمومي به خصوص در منطقه کردستان ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي اقشار اجتماع و آنانکه قلبشان براي صلح ،دوستي و آزادي ميتپد دعوت مي نمايد تا با شرکت در تجمع مسالمت آميز "روز شنبه مورخه 29/4/87 در شهر سنندج ، مقابل دادگستري استان کردستان واقع در ميدان بسيج راس ساعت 10 صبح " حمايت خود را از فرزاد کمانگر و نجات وي اعلام نمايند.اين تجمع مسالمت آميز پاسخي خواهد بود به حق زيستن و اعلام تعهدي دوباره به مسالمت جويي و مدنيت .

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي شرکت کنندگان درخواست مينمايد بر اساس مباني فکري خود با به همراه آوردن کتاب قانون اساسي و يا همراه داشتن پرچم ايران ، مصونيتي از هرگونه سوءاستفاده از اين تجمع را ايجاد نمايند . اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد. 

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

تهران ، چهارشنبه، 26 تير ماه 1387 برابر با 16-07-2008

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 5:56  توسط اقبال نظرگاهی  | 

۱) کارگران لاستیک البرز بار دیگر دست به اعتصاب زدند

کارگران لاستیک البرز (کیان تایر) مجددا روز ٢٢ تیرماه دست به اعتصاب زدند و اعلام کردند تا زمانیکه آخرین ریال مطالباتشان را دریافت نمیکنند به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.

کارگران در ماه قبل نیز دست به اعتصاب زدند تا حقوق حقه خود را از حلقوم کارفرما بیرون کشند. از زمستان سال قبل تاکنون، کارخانه کیان تایر مداوما صحنه مبارزه و اعتصاب و تجمعات اعتراضی کارگران بوده است. در فروردین ماه با اوج گیری مبارزه ١٢٠٠ کارگر این کارخانه، جمهوری اسلامی با سبعیت به کارخانه حمله کرد و کارگران اعتصابی را مورد ضرب و شتم قرارداد و صدها نفر را دستگیر کرد. با اینهمه تاثیر این اعتصاب این بود که کارفرما و مدیریت مجبور شدند بخشی از مطالبات معوقه کارگران را پرداخت کنند و مواد خام برای ادامه تولید تهیه کنند.

 

کارفرما قول داده بود که از هفته قبل شروع به پرداخت دستمزد اردیبهشت ماه کارگران کند اما باز هم زیر قول خود زد و کارگران روز ٢٢ تیرماه دسته جمعی دست از کار کشیدند و اعتصاب را شروع کردند. با شروع اعتصاب کارفرما شروع به پرداخت حقوق اردیبهشت ماه به بخشی از کارگران نمود اما کارگران اعتصاب خود را ادامه دادند. کارگران چندین ماه حقوق طلبکارند و دریافته اند که تنها با مبارزه متحد و اعتصاب یکپارچه قادر به کشیدن حقوق خود از حلقوم کارفرما هستند.

....

 

۲) دادگاهی مجدد دستگیر شدگان اول ماه مه سنندج

روز 12 اردیبهشت سال 1387، جمع زیادی بالغ بر یکصد نفر از کارگران و مردم آزادیخواه و زحمتکش شهر سنندج، به فراخوان کمیته برگزار کننده مراسم اول ماه مه، گرد هم آمدند و اول ماه مه روز جهانی کارگر را گرامی داشتند. در حاشیه این مراسم سوسن رازانی، شیوا خیرآبادی، غالب حسینی و عبدالله نجار دستگیر شدند و آنها را به اداره اطلاعات انتقال دادند. روز بعد همه دستگیر شدگان دادگاهی و سپس با قید وثیقه آزاد شدند.

صبح روز یکشنبه23 تیر ماه 1387، مجددا دستگیر شدگان اول ماه مه 87 سنندج را به دادگاه انقلاب سنندج احضار کردند و جلسه دوم رسیدگی به پرونده آنها مبنی بر شرکت در مراسم روز اول ماه مه روز جهانی کارگر آغاز گردید. لازم به ذکر است که جلسه دادگاه جمعی و با حضور کلیه دستگیر شدگان در دادگاه برگزار شد.

در این جلسه سوسن رازانی با ارائه دفاعیات خود در مورد قانونی بودن مراسم آن روز و پافشاری بر این اصل که برگزاری مراسم روز جهانی کارگر به عنوان حق طبیعی کارگران و جزو همان معاهداتی است که سیستم سرمایه‌داری ایران آن را به رسمیت شناخته است، به دفاع از خود و همزنجیرانش پرداخت.

در ادامه، قاضی دادگاه با اشاره به اینکه سه نفر از دستگیر شده‌گان همیشه در اعتراضات حضور داشته‌اند، در صدد بود که آنها را مرعوب نماید. این اقدام مورد اعتراض قرار گرفت و دستگیرشدگان به دفاع از خود پرداختند، به دنبال قاضی دادگاه، رسیدگی به پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

 شایان ذکر است که عده‌ای از فعالین کارگری،کارگران و خانواده‌های دستگیر شدگان در بیرون از دادگاه حضور داشتند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری (منطقه غرب

 

۳) به دوست گرامی آقای ران ازوالد دبیر کل (ای یو اف) (iuf)

 

با سلام ودرود فراوان به تمامی دوست داران طبقه ی کارگر

ما کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکر هفت تپه نامه ی شما دوستان را در حمایت از کارگران ایران و بخصوص کا گران نیشکر هفت تپه در رابطه با اعتراضات خود نسبت به عدم پرداخت مزد و حقوق قانونی خود طی  5 ماه اخیر دریافت کردیم و بسیار خوشحال و خرسند شدیم، در شرایطی که در ایران از مسئولین دولتی کسی به فکر کارگران 7 تپه نیست، شما دوستان در عرصه ی بین المللی با ما هم گام و ابراز همدردی می کنید بسیار متشکریم و امید این را داریم که همه ی کارگران دنیا بتوانند روزی به یک اتحاد جهانی دست یابند همکاران عزیز کارگران نیشکر 7تپه پس از 29سال توانستند به یکی از حقوق قانونی و بحق خود بعد از یک سال  و نیم مبارزه ی پیگیر و خستگی ناپذیر دست یابند. و سندیکای مستقل خود را تشکیل دهند. هر چند که مسئولین این نهاد را غیر قانونی می دانند ولی کارگران بسیار مصمم ، بر تحقق تمامی خواسته های خود پا فشاری می کنند و این امر میسر  نیست مگر اینکه پشتوانه ی جهانی کارگران و تشکلات کارگری را در حمایت از خود داشته باشند در پایان بار دیگر از تمامی سازمانهای حقوق بشری  سازمانهای جهانی کار و تمامی سندیکاهای کارگری اتحادیه های جنبش های دانشجویی و کارگری از اینکه از کارگران کشت و صنعت نیشکر 7 تپه حمایت کرده و میکنند  تشکر و قدردانی میکنیم.

به امید اتحاد تمامی کارگران جهان

سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

متشکریم پیروز باشید19/تیر/1378 3 ul 2008

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 23:8  توسط اقبال نظرگاهی  | 

قوانین جدید تشدید سرکوب و اختناق در ایران!

حکومت اسلامی ایران که عامل و بانی اصلی همه مشقات و دردها و رنج های جامعه ایران اعم از گرانی، بیکاری، عدم وجود حداقل آزادی های فردی، اجتماعی و سیاسی است، هر روزه طرح و پروژه جدیدی را نیز برای تشدید سرکوب و اختناق به مرحله اجرا می گذارد.

اما سران جهل و جنایت حکومت اسلامی ایران، به جای انجام وظایف خود در قبال مردم و حل مشکلات اقتصادی، همواره به دنبال تدوین قوانین غیرانسانی و تشدید سانسور و سرکوب هستند. پس از این که لایحه «طرح تشديد مجازات اخلال در امنيت روانی جامعه» در مجلس جانیان مورد بررسی قرار گرفت؛ ستادی ‏متشکل از فرماندهان نیروی انتظامی، بسیج، سپاه به همراه دیگر مسئولان قضایی موظف به شناسایی، ساماندهی مبارزه ‏با جرم و اجرای احکام تشکیل شده است.

در این طرح، برای دست اندرکاران وبلاگ ها با مضمون «ترویج الحاد» مجازات مرگ در نظر گرفته شده است. سران حکومت اسلامی و در راس همه علی خامنه ای، رهبر حکومت جهل و جنایت اسلامی که در جهان به عنوان دشمن درجه یک آزادی بیان شهرت دارد علاوه بر سرکوب اعتراضات بر حق زنان، دانشجویان، کارگران، تعطیلی روزنامه ها و زندانی کردن و تحت تعقیب قرار دادن روزنامه نویسان، اکنون برای وبلاگ نویسان نیز مجازات مرگ در نظر گرفته است،  و با قوانین آزادی ستیز و ضد انسانی بار دیگر اوج وحشی گری حکومت شان را به نمایش می گذارند.

در کلیه جنبش ها و عرصه های اجتماعی از عرصه مطبوعات تا جنبش دانشجویی، جنبش زنان و جنبش کارگری سانسور و سرکوب با شدت بیش تر ادامه دارد. در این جا فقط به تازه ترین نمونه هایی از انبوه جنایات حکومت اسلامی اشاره می کنیم.

- «افشین شمس قهفرخی»، دبیر و عضو انجمن کاریکاتور اصفهان، یکی  از فعالین کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری و عضو کميته دفاع از محمود صالحی، از سوی ماموران امنیتی حکومت اسلامی در اصفهان، به دليل فعاليت های کارگری و دفاع از حقوق کارگران در محل کار خود در شهرستان اليگودرز در تاريخ سيزده هم تير ماه 1387 دستگير و روانه زندان دستگرد اصفهان شد. در اين رابطه روز شنبه پانزدهم تير ماه، منزل پدر وی در اصفهان، مورد بازرسی قرار گرفته و کليه دست نوشته های وی که در رابطه با مسائل کارگری بود توسط مامورين اداره اطلاعات اصفهان جمع آوری شده است.

- صديق مينايی، روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقيف شده ئاسو در پی مراجعه به شعبه چهارم بازپرسی دادگستری سنندج بازداشت شد. اتهامات مينايی، تبليغ عليه نظام و ارتباط با رسانه های ضد انقلاب و... عنوان گرديده است.

- 72 نفر از سینماگران سرشناس ایران، در نامه ای به رییس دیوان عدالت اداری حکومت اسلامی، خسارات ناشی از توقیف فیلم هایی که با مجوز وزارت ارشاد تولید شده را بسیار سنگین خوانده و خواستار رسیدگی به این موضوع شده اند. این سینماگران، در نامه خود به علی رازینی، نوشته‌ اند: «تعداد فیلم‌ هایی که پس از دریافت مجوز ساخت و نمایش، به بایگانی سپرده می‌ شوند، روز به روز بیش تر می ‌شود و متاسفانه نه تنها پیگیری‌های فرسایشی برای رفع این موانع سودی نمی ‌بخشد، گاه تنها نظر شخصی یک مدیر، باعث تباه‌ شدن همه زحماتی می ‌شود که سینماگران برای ساخت و ارایه اثر خویش کشیده ‌اند.»

- هانا عبدی، فعال حقوق زنان، دانشجوی 21 ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان كه از یازدهم مهر ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در يك حكم بی سابقه به 5 سال حبس محكوم شد. در این رابطه محمد شریف، وکیل هانا عبدی، این حکم به شدت غیرمتناسب نامیده است.

مامورین امنیتی حکومت اسلامی، در آستانه سالروز 18 تیر، شبیخون به کوی دانشگاه در تیر ماه 1378، نیروهای سرکوبگر خود را در دانشگاه ها و اطراف آن ها به منظور جلوگیری از اعتراضات دانشجویی مستقر کرده است. هم چنین این روزها مامورین اطلاعاتی حکومت اسلامی فعالین دانشجویی را تهدید و تعقیب و دستگیر می کنند.

- در پى اعتراضات دانشجويان دانشگاه تبريز نسبت به مسائل دانشجويان ستاره دار و اقدامات غيرقانونى حراست، 37 تن از دانشجويان به كميته انضباطى دانشگاه احضار شده اند.

- ماموران امنیتی حکومت اسلامی، دو تن دیگر از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد با اسامی «سجاد رجبی» و «محمد میزبان» را بازداشت کردند. پیش از این نیز 3 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد به اسامی «توحید دولتشناس»، «محمد زراعتی» و «فرزاد حسن زاده» از سوی ماموران امنیتی دستگیر شدند.

- در تهران، «مهدی خدایی»، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد شهر ری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.

- دادگاه حکومت اسلامی، 4 تن از فعالین چپ جنبش دانشجویی به نام های انوشه آزاد فر، محمد پور عبدلله، نسیم سلطان بیگی و بیژن صباغ را احضار کرده است. نامبردگان در جریان مراسم روز دانشجو در آذر ماه سال گذشته بازداشت و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شدند.

- عسگر اکبرزاده و حسین حسینی از فعالین